تبليغاتX
http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx ****سارا سوسول****
مترسک . . .

سلام این دفعه گفتم بیام یکی از داستان های خودم رو بنویسم .

( بابا سارا توخودت کلی نویسنده ای خبر نداری، اوهوم)

بدو بدو!! إ إ إ إ بدو بخون از دستت میره!!!

!!! مترسک !!!

مترسک پیر با لباسی کهنه و کلاهی که توی باد داره می رقصه

مترسک پیر حتی قدرت پروندن کلاغ های سیاه رو نداره

صبر می کنه تا پرنده ها تموم دونه های قد نکشیده رو بخورن

بی حرکت می ایسته و نگاه می کنه. تا باد بیادو باز تکونش بده

و گاهی اوقات به خواب فرو میره و خواب آدم برفی رو میبینه

که بچه ها هویج دماغش رو دزدیده بودن!!

و شال گردنش رو توی باد رها کرده بودن!!

آدم برفی از مترسک خواسته تا به مزرعه شبیخون زده هویج بره

و تا می تونه هویج برداره

که اگه شبی دیگه باز آدم برفی گذرش به خواب مترسک افتاد

یه عالمه دماغ ازش بگیره!!!

گاهی اوقات مترسک اصلا خوابش نمی بره

و یادش میاد زمانی رو که کشاورز جوون اونو از خاک اره و چوب و پارچه درست کرد

می دونی؟ سالهاست که دیگه اون مترسک پیر سر جالیز نمیاد

و توی انبار خوابیده. . . . . . .

حالا جای اون مترسک پیر مترسک جوونی است

که گنجشکها خاک اره اش را با نوک خالی می کنند

و او نیز کهنه خواهد شد و لباس هایش خواهد پوسید

و کلاه مترسک پیر را پس خواهد داد!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط سارا سوسول در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 ساعت 20:14 | لینک ثابت |

سوسول بازی. . .

سلام دادم ها!!!!!!!!!!!!!!!!

چرا جوابم رو نمی دید؟؟ یه جوری شدم، یه حالی دارم،

یه چیزی دلم می خواد اما نمیدونم چی؟؟{ باز چه مرگته }

موهام بلند شده گره هاشون می ره رو اعصابم

نمی دونم. . . . شایدهم آرزوهای مبهمم بودن

که از کله ام تف میشدن بیرون!!! { باز سارا خل شده }

مگه نه اینکه رشته درازبیشتر گره می خوره؟؟ من خط خطی شدم...

من احتیاج به یه تیریپ توهم دارم، { اکس بزن } نمی دونم چرا هنگ کردم؟!!

یه موقع ها وقتی پاش می افته بنویسم یهو همه چیز می پره!! { چه قدر خنگی دختر}

بعد نگام تو یه گوشه محو میشه.الان همین جوری ام!!

حوصله ام بد جور سر رفته { ایشششششششش همش حوصله اش سر میره}

شیرین و مژگان دارن پفک می خورن ،تلویزیون نگاه می کنن،

قبلش یه تریپ با بابایی دعوا شد { این آتیشا از گور تو بلند میشه }

سر اینترنت.من هم مثل این مارمولکا { اوه اوه تو آخرت مارمولکایی }

سریع با یه حرکت تکنیکی پریدم تو حموم که مثلا من حموم بودم،

و از هیچی خبر ندارم.آخه بابایی میگه شبا بریم تو اینتر

ما هم دخمر های حرف گوش کن { آره مخصوصا تو جونه. . .}

اه کاش تابستون تموم شه بره پی کارش،

زود تر برم دانشگاه { نه که خیلی هم درس خونی }

وای زیاد خوردم تو حال خودم نیستم { کوفت بخوری } وای چه توپم!!!

بچه ها دوستون دارم هزاتا!!!! { خدایی اینو راست گفت }

قربونه کامنت هاتون برم { ایششش کامنت چه باکلاس }

خب کامی { کامی رو مژ گان گفته (کامپیوتر)} خسته شده

داغ کرده . کامی عزیزم من دیگه کاری باهات ندارم میتونی نفس بکشی...

بزار اینو بگم میرم

اسم فیلسوفه رو درست یادم نیست ........اما یه جمله ای یه جایی ازش خوندم که:

تفاوت انسان با حیوان در این دوچیزه:۱-قدرت بیان ۲-درغگویی

خدایی واسه همینه که نمیشه به انسانیت تو شک کرد {......خیلی چاخانی......}

_____________________________________________

ایولااااااااااااااااااااااا اینو آبجی مژی واسم درست کرده

دلت بسوزه . خیلی خوشمله دسته مژی جونه خودم درد نکنه...

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا

نوشته شده توسط سارا سوسول در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 21:2 | لینک ثابت |

من اومدم . . .
سلام بچه ها وااااااااااااااااااای داشتم می مردم!! از زور دلتنگی!!! چه قدر دلم واستون تنگ شده بود . بد جوری خمار بودم خدایی من یکی که بد جور معتاد این اینترنت شدم. . . . به سلامتی تل وصل شد من از خماری در اومدم. _______________________________________________________________________________ من برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم جز چشم هایم چیزی ندارم . . . . . الان من خسته ام از غروب سربی شهر، از این آسمون، از عشق، خواب، بیداری از صبح و تصنیف یک خروس عجول که این خواب قشنگ رو از پلک های من می دزده. می خوام لباس لحظه رو تنم کنم، موهای خوشگلم روبه طرف خورشید شونه بزنم، راستی اون تیکه از روحم که بهش دروغ پاشیدی رو چکار کنم؟؟!! باید از کوچه پس کوچه های خاطرات دودی ام گذر کنم، اما تکلیف این چشمهای مر طوب چی میشه؟؟!! خیالی نیست بازم توی نگاه این لحظه سنگین حل می شم. . . نگاه می کنم به اون دیواری که دندونش افتاده إ إ إ إ می بینم همه چیز گذشته، سارا عوض شده چه قدر زود بزرگ شده!! این سارایی که تو دیدی قبلا یه سارای دیگه بود من خوشحالم می دونی؟؟ من هزار تا سارا دارم !!!! بزار این جوری بگم بهتره من هزار بار نه شاید بیشتر تغییر کردم تا شدم این سارا خدا جونم مخلصتم...... بازم هوای سارا رو داشته باش. ََُ
نوشته شده توسط سارا سوسول در جمعه بیستم مرداد 1385 ساعت 2:3 | لینک ثابت |


سلام بچه ها من نسیم جونمhttp://www.ashegh-divone.blogfa.com/بچه ها سارا از خونه قبلشون اسباب کشی کرده رفته خونه جدید  تو این خونم هنوز تلفن نکشیدنتا چند روز دیگه می کشن . به من گفت بیام بهتون بگم که چند روز اپ نمی کنه

بای بچه ها

نوشته شده توسط سارا سوسول در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 ساعت 14:41 | لینک ثابت |

بک تو آپ. . . .

بک تو آپ

تولد /شیر/نازی/دندون/مامان/بغل/قاقانونوچه/مهدکودک/نقاشی/آفرین/دوچرخه/دبستان/

نمیرم/گریه/مکلف/نماز/کلاس زبان/دبیرستان/ نمیخوام/میخوام /چشم وگوش باز/گیر/انتخاب

رشته/دوست/خنده/سرویس /کلاس کنکور/دانشگاه/درس/برو/بیا/ کوه /سخته/ فقط یه

نمره/مشروطی/ پروژه/ چه خانمی (آقایی)شده/خواستگاری/نمیخوام/زوده/دعوا/بی

خیال/کار/نگاه/آشنایی/تلفن/اس ام اس/عشق/خواستگاری/نه/برو/بیا/آره/ازدواج/جون

کندن /حرص /جوش/ مامانت/مامانم/ کار/بچه(بک تو آپ)/ک.و.ن شستن/شب

بیداری/نق /نق/زر/زر/ کار/کار/................ /بازنشستگی/عروس/داماد/نوه/(بک تو آپ).

خانه سالمندان/مرگ.

ببین.... باور کن بالایی نرمالترین نوعش بود.....البته وسطش میتونی یه سری ژانگولر بازی هم

در بیاری....مثلا هیتلر بشی...یا خودکافکا.....اما بازم تو عبث ترین حلقه تکرار گیر

افتادی...........چی میخوام از جون زندگی؟چی میخوای؟

فقط خواهش میکنم ...نگو "خوب زندگی همینه دیگه".....به روایتی:خواهشا بهم نگو زر نزن

بک تو آپ یعنی برگرد به بالا.....سر پله اولی...!!!!!

نوشته شده توسط سارا سوسول در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 15:59 | لینک ثابت |

ها . . . ها . . . ها

سلام بچه ها امروز می خوام فرم نوشتنم رو تغییر بدم ، اصلا امروز حال می کنم یه جوره

 دیگه بنویسم.

آخه من امروز یه کم خوشحالم. . . .

*********************************************************************

چرا؟؟ دیگه اون کفش های نایکی که تازه خریدی پا نمی کنی؟

تا وقتی داری ناز می کنی و راه می ری بدون اینکه سرم رو بالا بگیرم

به بچه ها بگم تویی!!!!!

چرا به جای کلاه سبز همیشگیت ، کلاه آبی امروز سرته؟

چرا شلوار مدل سه ساله پیشت رومی پوشی؟

تو چرا مثل بقیه پسرا ابرو برنمی داری؟

چرا تو هم موهاتو هایلایتی، سایلاتی ، نمی کنی؟

خدایی خیلی وقته که نخندیدیم !!!!!!

اوه ه ه زدم تو پرت ؟ ناراحت شدی؟ ببخشید!!


حالا از دلت در می یارم. . . . .

دستات رو باز کن، نه بازه باز

می خوام با یه حرکت آهسته عاشقانه بپرم بغلت

اما ببینم خدایی بو عرق که نمی دی؟؟!!!

ها ها ها . . . .

نوشته شده توسط سارا سوسول در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 ساعت 1:59 | لینک ثابت |