تبليغاتX
http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx ****سارا سوسول****

سلام این دفعه پ.ن رو می ذارم اول ، این یه دیالوگ خیلی خیلی معمولی

اما به خدا اگه بخونی کلی حالشو می بری

*******************************************

چندبار بهت بگم؟ خودت هم میتونی بیای اونجا تماشا کنی! چیه؟

میترسی ماشین تون خط بیافته؟من بهش قول دادم

که بیاریش تو ماشین بابای من؟

برای تو که کاری نداره. داره؟ بگو به بابات 2 ساعت می خوام ماشین رو

من توی یه کوچه ی خلوت پارک میکنم.روکش رو هم جورش میکنم. باشه؟


اصلا به من چه؟ مگه گناه کردم که بابام ماشین داره! من اصلا رفاقت و اینا حالیم نیست!

حالا اومدیم اون وسط دختره جیغ و داد کرد یا اینکه به حال خودتون نبودین یکی گیرتون انداخت.

بابام دیگه رام نمیده خونه. میگه تو هم اینکاره ای.فکر اونجاشو کردی؟

مگه نیستی؟


خف بینیم با ..... صدبار بهت گفتم به من فحش نده. حالا چون نمیتونم ماشین بدم،

باید اعضای بدن ننه ام رو بریزی تو اون دهن نجست؟ تو خجالت نمیکشی؟

مگه خونه نداری؟ دختره خونه نداره؟


نه بابا. ننه باباش سیریچ ان! جدی فکر میکنی کار بدی داریم می کنیم؟

الان همه همین ان. هم امن تره، هم کسی

برو بمیر

میرم ولی اگه بدونی چیه؟

خفه دیگه نذار دهنم و وا کنم اونچه لایقته .. حالا کی هست یارو؟


به تو ربطی نداره. کیه؟ هوس کردی؟ من میگم تو روکش رو جور کن. من از خجالتت در میام اساسی

تو؟ تو الان لنگی خودت بدبخت

..فکرشو بکن تو نصف خیابونای این شهر ماشین های پارک شده ای هست که وقتی روکششون رو برداری

شرم آور نیست به نظرت؟

نه این خیلی طبیعیه که وقتی جایی رو نداری و هیچ کس هم تحویلت نمیگیره

حالا کدوم کوچه می خوای ...؟


چیه؟ می خوای بیای تماشا؟

نه. اینقدر هم کثیف نشدم هنوز

ازاون که فکر میکنی بیشتر

من تصمیمم رو گرفتم

چی؟ میدی دیگه؟

... نه متاسفم
ببندش بابا. نخواستیم. رو رفاقتت حساب کردم وگرنه ماشین بابای سعید هم تمیزتره هم ...

اونم روکش نداره آخه!

اصلا به جهنم. کی گفته باید روکش!

بی خیال! خوش بگذره

میگذره. فقط یه چیزی

چی؟

چون میدونم خیلی کثیفی میگم، اگه اومدی روکش یادت نره اولا. بعدشم سر کوچه ی خودت و بابات از

همه جا امن تره

نوشته شده توسط سارا سوسول در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 23:24 | لینک ثابت |


عشق من و دخترك

يك عشق آسمانى بود

يعنى انقدر پاك بود؟؟

_ نه بابا ، تو هواپيما مخش رو زدم!!

*************************

اگر خدا به زن اطمينان داشت


او را آكبند نمي آفريد!!!

*********************

گاهي اوقات آرزو مى كنم


تمام انگشتان دستم


انگشت شست بود


تا همه را يكجا


به زندگى حواله مى دادم

**********************

ديشب خوابم سوزن سوزن شد


انگار خوابم ،خواب رفته بود

**********************

خز پسرى را ديدم


كه به تعداد پيله هاى شلوارش


ادعاى همخوابگى با خوبرويان را داشت

*********************************

پ.ن مگه نميشه يه بچه سوسول باشيو دلت بگيره!!!

پ.ن اين جمله هاى بالا رو روزى صد بار بخون تا خوب بره تو اون كله پوكت!!

نوشته شده توسط سارا سوسول در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 ساعت 23:4 | لینک ثابت |

سیب ...
 

اگه حوا اون سيب خوشمزه رو نخورده بود،تامیلیاردهاسال بعدهیچ حادثه جالبی رخ نمیداد!!

تازه اين لعنتى (زندگى) از اين كه هست تكرارى تر ميشد

بيا!!....... بازم دم شيطون گرم!!!

*** آه حـوا ***

بهشت هم بعد از رانده شـدن تـو بى فـايـده شــد!!

آره واسه همينه كه من بهشتو دوس(ت) ندارم

اصلا كى گفته كه خوشبخت ترين زنه عالم حواست،چون شوهرش آدم بوده

اَه من به خودم قول داده بودم ديگه به اين چيزا فك(ر) نكنم

اما به جونه خودِ خدا نمى تونم

راستى بازم خدا يه چيزى مى خواستم بهت بگم، اما قول بده بهت بر نخوره ها

آخه قول داديم ديگه با هم رفيق باشيم

خدايى كــه اون بـالا نشستى و دارى سرنوشتِ منو مى بافى

كاش تــو دســت و بالــت به غــير از رنگــه مشكـــى

رنگِ ديگه اى هـــم بــود!!!

الـــآن روحـم از تــرس خـودشـو خـيس كــرده، آخه گـريــه كـردم

 

1 پ.ن حواى من مرا ببخش من آدم نمى شوم

۲ پ.ن کاش حوا در شب جفتگیری قابیل پ.ر.ی.و.د بود

3 پ.ن راستى منم خيلى قشنگ سيب مى خورم، مثل حوا كه يه گاز بيشتر نزد

نوشته شده توسط سارا سوسول در دوشنبه هشتم آبان 1385 ساعت 23:39 | لینک ثابت |

هیچی . .
  

به نــام اون خدايــى كه سـارا خـيـلى دوسـتش داره

هـــيـچ مـــى دونـســـتـى؟؟ كـــــــــه مـــــــــربــع هــــــاى سـيـــــاه زنـدگـى

از دايــــــــــــــره هـــاى صــــــورتــــــــــى بــيــــــشـتـــــره؟؟!!

*** نــــــه !! نــــــه !! نــــــه ***

كــــــــاش مـــن بــــــــــاز مــى تونستم هـــمـه ى آ رزوهــــــــاى قــرمــزم رو

بــــــا عبـــــور از جــــــاده ســبــــزآبــــــــىِ پـــــررنـگ بـــــكـنـــم!!

وايـــــــــــــــى يعنـــــــى دوبـــــاره حالـــــــــــــم بـــــــــــــــــــده؟؟

**** راستــــــــــــــى خـــدا ****  

دیشــب گفــتـی: هــیـچ کـس بــــه خـوبـــی مـــن نــمـی دونه تـــنـهـــايــی یعــنی چـــی؟ 

چـــــــیــــزی نـــــگــفـــــتـم

برای دل خوشــی منــم کــــــــــه شـده دروغ بـــگـو

و بـــگـو کــــــــه گـــریــه مـــی کــنـی

جـــــوری بــــــگـــو کـــه مـــــن بــــــازم نـــتـــــونــم چـیــزی بــــــگم!!

بـــــــــازم كــــــــم بـــــــــيـــــــارم!!

 

پ.ن اين هيچ ربطى به متن بالا نداره يه اصل كلى ميگه:دختراى اتوبوس بغلى هميشه

 خوشگلترن

 

 از اینا بخر واسم

یالا 

نوشته شده توسط سارا سوسول در سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 2:6 | لینک ثابت |